الشيخ الكليني ( مترجم : كمره اى )

251

الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى )

آن گاه كه ديده نيكان هم در خوابست ( 1 ) از ترس معاد و زمين لرزه‌هاى سخت و هراسهاى روز رستاخيز آن جا كه نه خانواده سود بخشد و نه فرزند و نه دارائى . اى عيسى وقتى بيعارها ميخندند تو سرمه غم در ديده بكش . اى عيسى خاشع و صابر باش كه خوشا بر تو اگر به تو رسد آنچه بصابران وعده شده است . اى عيسى روز بروز رخت از دنيا بكش و بيرون برو ( يعنى بايد هر روز گامى بسوى آخرت نهى و بايد در برابر از علاقه دنيوى خود هم بكاهى ) و آنچه بيمزه است بچش ( يعنى دل مبند به دنيا ) من درست بگويم كه تو همان موجود ساعت و روز خودى دنيا را با يك لقمه نانى بگذران و به همان زبر و كلفت اكتفاء كن تو ميدانى بكجا ميروى و هر چه از اين دنيا بگيرى به حساب تو نوشته شود و منظور شود كه در كجا تلف كردى و به مصرف رسانيدى . اى عيسى راستى تو مسئولى ، بناتوان رحم كن چونان كه من به تو رحم كنم ، و يتيم را مرنجان . اى عيسى در خلوت بر خود گريه كن و بنمازگاه گام بردار و گفتار خودت را بذكرم شيرين كن و به من بشنوان زيرا با تو خوب كرده‌ام . اى عيسى بسا امتى را كه به گناهان گذشته‌اش هلاك كردم و تو را از آن گناهان نگهدارى كردم . اى عيسى با ناتوان نرمش كن و ديده كم بينت را به آسمان بر آور و مرا بخوان كه من به تو نزديكم ، مرا جز بازارى و لابه مخوان و يك دل باش كه هر گاه چنين مرا بخوانى تو را اجابت كنم .